X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1386
تو نباشی کی با اشکم فال خوب و بد بگیره ؟

سلام ...خوبی اخه من چه کار کنم با تو ...به تو هم می گن دوست ...!....هر طور که تو خواستی باهات راه اومدم

هواشدی ..نفس شدم

تیشه زدی ...ریشه شدم

اب شدی عطش شدم

سنگ زدی...شیشه شدم

می بینی همه جوره طاقت اوردم .....الانم نمی خواهم گلایه کنم خودم خواستم ...هیچ اجباری نبوده ...هنوزم گلایه ای ندارم من به خاطر تو

تهی ز قهر و کین شدم

برهنه چون زمین شدم

مرا تو خواستی اینچنین

ببین که اینچنین شدم

خودت می دونی چرا این طوری ....می دونی چرا همه جوره دارم تحملت می کنم ...چون اون موقع که بهت احتیاج داشتم تنهام نگذاشتی اون موقع که هیچ کس طاقت یک لحظه برخورد با من رو نداشت تحمل کردی با تمام توهین هایی که شنیدی ..حالا که من تازه به زندگی برگشتم ...حالا که می خواهم از تو یاد بگیرم که طاقت بیارم نمی گذاری ...نمی مونی ..اخه چرا بی انصاف

ای ندیم روز و شبم ای همدم دیرین من

ای نشان عشق و وفا ..ای مایه تسکین من

عاشق تراز عاشق تویی ..ای بانی اسایشم

دلداه لایق تویی ..ای مایه ارامشم

فقط می خواهم در اخر بگم که :

هر که هستی ..هر چه هستی

بس کن این نامهربونی

گاهی زشتی ..گاهی خوبی

هم طلوعی ..هم غروبی

بعضی وقت ها مهربونی

بعضی وقت هاخصم جونی

اما وقتی سر قهری

بدتر از تلخی زهری

بس کن این نامهربونی

هر که هستی ..هر چه هستی

منتظر می مونم تا جوابی ازت دریافت کنم و بهش برسونم ....قرار بود در پایان این مطلب من هم چیزی بگم ولی حرفهای خودش به اندازه کافی گویابود ...می بینی که چه قدر دوستت داره ...دیگه تصمیم با خودته

برای هر دوتاتون ارزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که تو دوست خوبم تصمیم درستی بگیری .....یه کوچولو درکش کن