پیرمرد بخت برگشته شکمش اب اورده بود .بچه های ولگرد با مسخره می گفتند :یارو ابستنه !فردا می زاد !یک روز که از کوچه همان کوچه کثیفی که پناهگاه زندگی فلک زده ی او بود می گذشتم ..دیدم لاشه اش را به تابوت می گذارند ...:پیرمرد بخت برگشته زاییده بود فرزند بدبختی چه می توانست باشد ؟؟!.........مرگ
................................
یکساعت تمام بدون انکه یک کلام حرفی بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید :اخر خفه شدم !چرا حرفی نمی زنی
گفتم نشنیدی ؟؟!!!!........برو!............
می خواهم دهها قطعه فارسی و انگلیسی عمیق برای زیرکان طنز دوست و دوستداران انگلیسی و بویژه عموم بنویسم از کتاب از شوخی گذشته
دو قانون :(two rules)
۱همیشه حق با رییس (the boss is always right)
۲وقتی که فکر می کنی رییس اشتباه میکند و مطمینی حق با توست به قانون یک مراجعه کن (when` you realy think the boss is wrong and you`re sure you `r right ..see rule number 1)
.............
..............
دو رمز موفقیت در زندگی :(there are two rules for success in life )
۱هر چی میدانی به مردم نگو (don`t tellpeople every thing you know)
۲اگر نمی تونی قانعشون کنی ..گیجشون کن (if you cann`t convince them .. confuse them)
............
............
پنج مرحله یک پروژه :(five stages of a project)
۱هیجان و ذوق (exitement)
۲رفع توهمو نوامیدی ( disenchantment)
۳در جستجوی مقصر (search for the guilty)
۴تنبیه بیگناه (punishment of the in nocent)
۵سرافرازی انکه کنار گود بوده (distinction for the uninvolved)
..................
...................
امیدوارم از این ها خوشتون اومده باشه بازم براتون خواهم نوشت منتظر باشید