یه نگاه کن دلت باز بشه

 

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی اگه عروسک بودی بغل ترین بودی اگه ستاره بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیزترینی

زیبایی عشق به سکوت است نه به فریاد / زیبایی عشق به تحمل است نه به خرد شدن و فروختن / عشق خیالی است که اگر به واقعیت بپیوندد تمام شیرینی اش را از دست می دهد

توی زندون قلبت اینقدر شلوغ می کنم و زندانی ها رو اذیت می کنم تا مجبور بشی منو بندازی توی انفرادی قلبت

.در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست......دل من که به اندازه ی یک عشق است.....به بهانه ی ساده ی خوشبختی خود مینگرد......به نهالی که تو در باغچه ی خانه ی من کاشته ای مینگرد

همه چیز در پایان خوب است . اگر خوب نباشد بدانید که هنوز به نقطه پایان نرسیده است

مرد آمد و دردی به دل عالم شداز روز ازل قسمت زن ها غم شددر دفتر خاطرات حوا خواندمجانم به لبم رسید تا آدم شد

تو هدیه الهی از سوی خداوندی برای سینه پر درد من... عطر وجودت را برای شفا می بویم...ای شلغم

و حالا شعری از فروغ : باز هم قلبی به پایم اوفتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد
باز هم از چشمه لبهای من
تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد

این شعر هم از کارو طبال بزن بزن که نابود شدم

بر تار غروب زندگی پود شدم

عمرم همه رفت خفته در کوره مرگ

اتش زده استخوان بی دود شدم

دو دقیقه بیشتر وقت نمی گیره بخوون

اینو حتما بخوون

این شعر رو خودم بیشتر از ده دفعه خوندم  گفتم بنویسم شما هم بخوانید  حداقل ارزش یکبار خواندن را دارد  ....شعر یه ادم عصبانی اما ... 

وداع

برو ای دوست برو ...برو ای دختر پالان محبت بردوش

دیده بر دیده من مفکن و نازم مفروش.... من دگر سیرم ..سیر

 به خدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست !

تف بر ان دامن پستی که تو را پروردست !

کم بگو جاه تو کو ؟مال تو کو برده ی زر !کهنه رقاصه وحشی صفت زنگی خر

گر طلا نیست مرا ...تخم طلا مردم من ..زاده رنجم و پرورده دامان شرف  

اتش دیده صدها تن دلسردم من !دل من چون دل تو صحنه دلقک ها نیست

دیده ام مسخره خنده ی چشمک ها نیست ..دل من مامن صد شور و بسی فریاد است ..تک تک ساعت پایان شب بیداد است

دل من ای زن بدبخت هوس پرور پست !شعله اتش شیرین کش فرهاد است

حیف از این قلب از این قلب طرب پرور درد که بفرمان تو تسلیم تو جانی کردم  

حیف از ان عمر که با سوز شراری جانسوز پایمال هوسی هرزه و انی کردم !

در عوض با من شوریده چه کردی نامرد ؟!

دل به من دادی نیست ؟صحبت از دل مکن ..این خانه شهوت دل نیست !دل سردن اگر این است که این مشکل نیست !

هان بگیر ..این دلت از سینه فکندم بدر !ببرش دور ..ببر

وکارو در پایان این شعر چنین می گوید :

او رفت خودم او را فرستادم ولی پس از او احساس کردم هیچکس را نمی توانم واقعا دوست داشته باشم !باور کنید هیچ نمی دانستم که با مرگ او ..عشق من هم برای همیشه میمیرد ولی چکار می توانستم بکنم رفته بود ..مرده بود ..و هر چه داشتم با خودش برده بود ...همراه با خودش ..وداع را پس از درک این حقیقت تلخ سرودم

در هم و بر هم سوا کن جدا کن

دل بشکسته را خرسند کردن مشکل است ...شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است ...کوه را با ان بزرگی می توان هموار کرد حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

 یه روز یه ترکه از یه پسره می‌پرسه بچه کجایی؟ میگه بچه امام حسین. ترکه میزنه زیر گریه و پسره رو بغل می‌کنه میگه علی اصغر چه بزرگ شدی

سهراب سپهری ورژن 2006:هر کجا هستم، باشم به درک! من که باید بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد! جور دیگر اما... کار را باید جست. کار باید خود پول. کار باید کم و راحت باشد! فک و فامیل که هیچ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سید خندان یه نفر

نمیدونم خواب دیدم واست آف گذاشتم نمیدونم تو خواب واست آف گذاشتم نمیدونم خواب دیدم که تو خواب واست آف گذاشتم نمیدونم تو خواب بودی من واست آف گذاشتم نمیدونم تو خواب دیدی من واست آف گذاشتم نمیدونم مرض داشتم واست آف گذاشتم نمیدونم خواب دیدم مرض داشتم که واست آف گذاشتم نمیدونم تو مرض داشتی که خواب بودی که من واست آف بزارم نمیدونم تو مرض داشتی که تو خواب دیدی من واست آف گذاشتم نمیدونم تو مرض داری وقتی می بینی سرکاری تا آخرش میخونی؟؟

توی دنیا عاشقا چه بی کسن / عاشقا عاقبتش خار و خسن / اینا رو گفتم بهت تا بدونی / عاشقی خیلی خطرناکه حسن

بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد

دیروز که فریاد زدی دوستت دارم گفتم نمیشنوم بلندتر بگو امروز که به آرومی گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم